حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

150

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

كردند ، بنام آن اسب . پس اين رسم بماند ، و هر ماهى أهل قم بيرون مىآمدند با مردم بسيار ، و برزيكران ، و آبهآء تيمره و انار را مىشكافتند ، و در وادى « 1 » قم روانه ميكردند ، از سى عدد جوى از جوئهاىء ثيمره صغرى و أنار . بر سر آب مىبودند ، و محافظت ميكردند ، تا مدّت پنج روز . پس به قم انواع غلّات و زراعت نمودند ، انواع سبزه از جاليز و پنبه ، و انواع بقول « 2 » بكشتند ، و زراعت نمودند . و اين آب كه از جوئهآىء ثيمره و أنار ( در وادى ) « 3 » مىانداختند ، و باصطلاح او را غرى كويند ، مشتق از ايغار ، و ايغار در لغت جمعست و اضافت ، يعنى آب أنار و ثيمره اضافت مىكنند ، و جمع مىكردانند با آب رودخانهء قم . مضى هذا « 4 » . پس بكاهى كه آب بقم عزيز الوجود « 5 » و اندك بودى ، اين آب از ثيمره و أنار ، با آب وادى قم ، از وقت حاجت و احتياج بذان ، تا بوقت آنك از آن مستغنى شدندى ، جمع و اضافت مىكردند ، در هر ماهى بر شريطهء مذكورهء ، يعنى در هر ماهى ده روز به دو دفعه . و كويند كه : آب اين وادى در ايّام القديم « 6 » در موضعى جارى بوده است ، كه آن را

--> ( 1 ) . دشت . ( 2 ) . بقول : جمع « بقل » به معناى گياه لپه‌دار . ( 3 ) . افزوده از نسخه چاپى . ( 4 ) . يعنى پيشتر گذشت ، كه اشاره‌اى است به گفتار خود در آغاز اين باب ، كه چگونه اهالى قم آبهاى قنوات و كاريزها را به رودخانه ريخته و تقسيم مىكردند . ( 5 ) . كمياب . ( 6 ) . همچنان كه مصنف در ادامه سخن خود درباره مسير كهن رودخانه مىگويد ، و پيشتر هم گذشت كه كه رودخانه قم در دوره‌هاى پيش از اسلام در مسيرى در مشرق شهر قم اسلامى جريان داشته است ، و آب آن كه از سوى جنوب به شمال جارى بوده ، به سوى منطقه سراجه